قصه من و کپی‌رایت

ژانویه 22, 2014 بیان دیدگاه

آلترناتیو ما برای کپی‌رایت

 

«پی‌دی‌اف دانلود می‌کنم یا اینکه افست رو به قیمت ناچیزی می‌خرم. می‌رم از اینترنت نرم‌افزار رو با کرک دانلود می‌کنم یا از بازار کامپیوتر یا کامپیوتری سر کوچه مفت می‌خرم. با تروجان‌های توی کرک‌ها می‌جنگم و به قیمت نرم‌افزارها و کتاب‌ها می‌خندم. هیچ‌وقت نویسنده کتاب مورد علاقه‌ام رو توی شهر و دانشگاهم نمی‌بینم. هیچ وقت تماس و گفتگویی با ناشر مورد علاقه‌ام ندارم. یک کتاب امضا شده توی کتابخونم ندارم. یک عکس یادگاری از مراسم رونمایی یک کتاب ندارم. نمی‌تونم با تولید کننده برنامه مورد استفاده‌ام برای پشتیبانی از نیازهام ارتباط برقرار کنم. اگرکه خودم هم چیزی تولید کنم، چه کتاب، چه نوشته، پست وبلاگ، دستور پخت غذا، فیلم، ویدیو، موزیک، برنامه، عکس، طرح، لوگو و هر محتوای قابل تصور دیگر، هموطن‌های خودم اولین کسانی هستند که برای دزدیدن اثرم بهش هجوم می‌برن تا اون رو مفت به چنگ بیارن و بدون اشاره به نام کسی که اون رو ساخته اون رو استفاده کنند و یا به اسم خودشون منتشر کنند  و البته من هم شاد و خندان همین بلا رو سر اونها می‌آرم».

این اکوسیستمی است که ما توش زندگی می‌کنیم. قاتل خلاقیت و نو‌اوری. انسان نوآور و خلاق از حداقل پشتیبانی برخوردار نیست و جامعه اهمیتی به حمایت از اون نمی‌ده. در ذهن‌های ما تناقض‌ها کنار هم به زندگی خودشون ادامه می‌دن. در حالی که به سرقت آثار دیگران ادامه می‌دیم از حقوق برخی آثار حمایت می‌کنیم. یاد گرفتیم تناقض‌ها رو فراموش کنیم.

 

استفاده سطحی

 

به خاطر دارم روزگاری رو که مجموعه عظیمی از کتاب و برنامه‌ و موزیک و فیلم رو نگهداری می‌کردم. یک آرشیو بزرگ داشتم از چیزهایی که درست و کامل نمی‌خوندم و برنامه‌هایی که از اکثرشون استفاده‌های سطحی می‌کردم. بیشتر دلم خوش بود که «دارم» و «کنار دستم» هستند. بدست آوردن فایلها راحت بود، از اینترنت. خوشحال از بدست آوردن هزاران دلار کتاب و برنامه، بدون فکر.

مطمئن هستم بیشتر شما همچنین چیزی رو تجربه کردین.  زمانی به نظرم این دسترسی نامحدود مزیتی بدون انکار بود برای اینکه کپی‌رایت مانع رشد و توسعه فردی منه. اینکه هر کتابی یا هر چیزی رو در آرشیوم داشتم. ولی به مرور به این نتیجه رسیدم که این‌ها ارزشی ندارند چرا که من بهایی برای بدست آوردن اونها پرداخت نکردم. بنابراین اهمیتی هم به استفاده اصولی و با دقت از اونها نمی‌دم. وقتی یک محصول رو می‌خرم، به اهمیت اون پی‌ می‌برم و سعی می‌کنم قبل از خرید دقت کنم، تحقیق کنم و چیزی رو بدست بیارم که نیازهای من رو برآورده کنه. وقتی اون رو دارم از تک تک فیچرها و منوها استفاده می‌کنم، چرا که بهای اون رو پرداخت کردم و مدتها از اون استفاده می‌کنم و از یک برنامه براحتی به برنامه دیگر مهاجرت نمی‌کنم. الان مدتهاست که آرشیوهام رو دیلیت کردم، کتابها رو همه رو حذف کردم و به مینیمالیسم رو آوردم.

 

 کپی‌رایت مقدمه درک نرم‌افزار آزاد

 

ارزش و جایگاه نرم‌افزار آزاد و سایر محتواهای آزاد رو بدون کپی‌رایت نمی‌شه فهمید. در غرب به واسطه وجود کپی‌رایت موسسات و ارگان‌ها که اصلا تو کار دزدی محصولات تحت کپی‌رایت نیستند مردم بسیاری هم به قانون احترام می‌ذارند. توی این محیط ارزش نرم‌افزار آزاد، ارزش یک عکس آزاد، یک مقاله آزاد، یک آیکون آزاد یا هر محصول آزاد دیگری درک می‌شه. اهمیت لایسنس درک می‌شه،‌ چرا که واقعا یک قرارداد بین مصرف کننده و منتشر کننده اثر بوجود می‌اد که اهمیت داره. اینجاست که لایسنس جی‌پی‌ال مهم می‌شه. ویکی‌پدیا خودش رو نشون می‌ده. اثر آزاد از اثر پولی جدا می‌شه. اینجاست که کاربر قدرت درک تفاوت این دو رو پیدا می‌کنه.

 

مشارکت در بازی

 

بدون کپی رایت ما در یک کوچه بن بست هستیم. راهی برای ارتباط با جهان نداریم. فهم این نکته ساده است. شما چطور می‌تونید با نویسینده‌ای ارتباط داشته باشید که کتابش رو دزدیدین؟ چطور می‌تونید با یک تیم که محصولشون رو بدون اجازشون استفاده می‌کنید رابطه دوستانه برقرار کنید؟ اصلا اگر رابطه دوستانه با تولید کنندگان آثار مختلف داشته باشید آیا حاضرید حقوق اونها رو پرداخت نکنید؟ ما خودمون رو اونقدر از جهان دور کردیم تا خجالت این دزدی رو حس نکنیم. ما تنها بازی می‌کنیم، یا بهتر، کسی حاضر نیست با ما همبازی بشه.

 

کپی‌رایت بی‌عیب نیست

 

کپی‌رایت بی‌عیب نیست. مثلا به نظر من محدودیت‌های بیشتری باید برای کپی‌رایت وضع بشه، یک اثر نمی‌تونه در تمام جهان با قیمت یکسان بفروش بره. نویسنده‌ای که من از دیدنش از نزدیک یا از مصاحبتش در جامعه محروم هستم باید فرقی بکنه با اونی که نزدیک به منه یا میاد و می‌ره. یه مثال اکستریم هم بزنم. فرض کنید فردا انسانها توی مریخ یا کرده ماه هم زندگی و کار می‌کنند. آیا همین قانون کپی‌رایت می‌تونه ادامه پیدا کنه؟‌ به نظر من مطابق شرایط جدید اصلاح می‌شه، هرچند ترس از نظام سوسیالیستی باعث می‌شه تو گفتن این حرف‌ها دقت کنم.

نتیجه رو به سبک چرچیل بگم: «کپی‌رایت روش مزخرفی است، اما روش‌های دیگر از آن مزخرف‌تر هستند».

و در پایان چند سوال:

  • اگر عدم رعایت کپی‌رایت چیز خوبی است چرا کشورهای ناقض کپی‌رایت کشورهای عقب‌افتاده و کشورهای حامی کپی‌رایت کشورهای پیشرفته هستند؟
  • آیا داشتن چندین گیگابایت یا ترابایت پی‌دی‌اف ما را باسواد کرده است؟
  • آیا دسترسی مجانی به همه نرم‌افزارها باعث پیشرفت و بهره‌وری بیشتر ما شده است؟ آیا ما را به تولید کننده مطرح محتوا، نرم‌افزار و مانند اینها تبدیل کرده است؟
  • آیا در حالی که حقوق پدید‌اورنده یک اثر را پرداخت نکرده‌ایم می‌توانیم با او ارتباط برقرار کنیم؟ مثلا با نویسنده یک کتاب یا برنامه صحبت کنیم؟
دسته‌ها:فراخوان وبلاگی برچسب‌ها:

ترجمه انگلیسی نامه آیدین بزرگی

ژوئیه 24, 2013 بیان دیدگاه

من متن رو از وبلاگ خاک خوب برداشتم و ترجمه کردم به امید انتشار در اینترنت. لیک داکیومنت در گوگل داکز هم قابلیت کامنت پذیری داره می‌تونید غلط‌های ترجمه‌ام رو کامنت بذارید.

آیدین بزرگی بر روی گنبد برفی مسیر جدید در برودپیک – ۱۳۸۸ (عکس: رامین شجاعی)

تصویر و متن آن از:

http://dastanekouh.blogfa.com/

چرا گنو/لینوکس رو دوست دارم

ژانویه 21, 2013 ۱ دیدگاه

من هم گنو/لینوکس رو دوست دارم و جملاتی که دلیل‌های این دوست داشتن رو بیان می‌کنند در ادامه می‌آورم.

من گنو/لینوکس رو دوست دارم، چون:

گنو/لینوکس به من سواد و دانشی می‌دهد که با تصمیم یک فرد یا یک کمپانی به سطل زباله نخواهد رفت.

گنو/لینوکس به من کمک می‌کند که قدر آزادی‌ام را بدانم و بشناسم.

گنو/لینوکس به من می‌گوید که اگر چیزی را می‌خوام، آن را انجام بدهم.

گنو/لینوکس مرا به مشارکت و کار داوطلبانه تشویق می‌کند.

اولین مشارکت من

ژانویه 19, 2013 بیان دیدگاه

امروز روز فرخنده‌ایه! چون من برای اولین بار باگ یک پروژه اوپن سورس رو فیکس کردم! خیلی هم بهم چسبید چون خودم از این برنامه روی گوشیم استفاده می‌کنم و یک باگ داشت. من هم برای خودم درستش کردم و تغییرات رو فرستادم برای نویسنده اصلی تا بررسی کنه. الان هم در تلاشم که سرو سامانی به وبلاگم بدم. فعلا جهت دلخوشی خودم و گردگیری از وبلاگ این پست کوتاه رو اینجا می‌نویسم.

دسته‌ها:یادداشت‌ها برچسب‌ها: ,

نصب لذتبخش اپلیکیش روی اندروید

اوت 19, 2011 بیان دیدگاه

مواد لازم:
یک Galaxy S I9000
با سیستم عامل CM7(فقط رو این امتحان کردم ولی باید رو بقیه هم کار کنه)
وی پی ان
کامپیوتر
و البته اینترنت روی گوشی و کامپیوتر!

حتما می دونید که از ایران به مارکت دسترسی نیست. یک روش نصب اپلیکیشن اینه که گوشی رو ببریم روی مود هواپیما بعد با وایرلس به اینترنت وصل بشیم و بعد با وی پی ان به جایی که دانلود آزاده و تحریم نیست وصل بشیم و حال بریم تو مارکت دانلود کنیم. خب این روش کارمون رو راه می اندازه اما دردسر خودش رو داره.
یه روش دیگه هم هست که خیلی به من چسبید :-).

اول اینکه نیازی نیست بریم رو مود هواپیما. اپلیکیشن Market Enabler رو نصب می کنیم و داخل اپلیکشن اوپراتورمون رو به AT&T آمریکا Fake می کنیم. تو مرحله بعدی با وی پی ان وصل می شیم و حالا مارکت آزاد شده!(برای من که کار کرد!).
خب اما هنوز قست شیرین ماجرا مونده!
برای اینکه سریع و تند بتونی هر چی دلت می خوا روی گوش نصب کنی می شینی پای لپ تاپ.(حتما قبلی یه اکانت گوگل روی گوشیت سینک کردی و روی لپ تاپ
هم با اکانت گوگلت لاگین هستی و البته وی پی ان هم روی گوشی بالاست). حالا می ری توی مارکت اندروید و هرچی دوست داری نصب می کنی. مدل گوشیت رو گوگل نشون می ده مثلا برای من می نویسه: AT&T Samsung GT-I9000. و حالا هرچی Install‌می کنم مستقیما روی گوشی نصب می شه! عالیه، نه؟ :)

پ. ن: من با GPRS هنوز امتحان نکردم. امیدوارم با اون هم کار کنه!

پ. ن. دوم: بار اول که از روی گوشی به گوگل لاگین اتفاق می افته گوگل یادش می مونه از کدوم کشور بودی. یعنی بعد از وصل شدن به وی پی ان باید از روی گوشی لاگین اتفاق بیفته که یکمی اذیت می کنه.

دسته‌ها:دسته‌بندی نشده برچسب‌ها:

For Japanese

آوریل 4, 2011 بیان دیدگاه

Dear Japanese Reader,

I’m very very sad and unhappy about the disaster that have happend in your country. I really love your culture, your land and the hardworking people who live there. You have worked hard for many years to build a modern country out of a burned land. Please accept this small message from someone living in Iran, whose heart is beating for all the ones who have been hurt, injured or have lost somebody they love.

I tried to put this in a better place but at I couldnt. I wish you to recover from this terrible condition very soon and I’m sure you will do.

With true love,

Mehdi Sadeqi

پی نوشت: بطرز عجیبی برای اتفاقی که در ژاپن افتاده ناراحتم. چرا که احساس می کنم مردمی که سالهاست با صلح و سخت کوشی زندگی می کنند و با کیفیت ترین محصولات رو تولید می کنند با این همه فجایع طبیعی دست و پنجه نرم می کنند. جای خاصی برای گذاشتن همچنین پیامی روی وب پیدا نکردم تصمیم گرفتم همینجا بنویسم.

=-=-=-=-=
Powered by Blogilo

استدلالی برای عدم عضویت در شبکه های هرمی

آوریل 2, 2011 بیان دیدگاه

استدلالی خیلی ساده و خلاصه. همه ما می دونیم که در یک هرم در بهترین حالت به صورت دودویی سطح هرم گسترش پیدا می کنه و این یک نمودار نمایی رو برای گسترش سطح هرم بوجود میاره. از طرفی هم می دونیم که سطح هرم جایی می شه که همه پول دادند و هیچی نگرفتند یعنی بازنده ها.

هنوز روشن نیست؟ الان می گم. یعنی در یک سیستم هرمی بازنده ها به صورت نمایی* افزایش پیدا می کنند اما برنده ها که در ردیف های بالایی قرار دارند رشد کمتری دارند به طوری که بعد از چند سطح رشد آخرین ردیف(بازنده ها) نسبت به کل ردیف های بالایی به قدری بزرگ می شه که مجموع تمام ردیف های قبل از آخر در مقابل ردیف آخر تعداد ناچیز و قابل چشم پوشی خواهد بود. بیشتر ما این ها رو در ریاضیات دانشگاهی با معادلات و نمودارهای مرتبط یاد گرفتیم.

حالا چطور کسی می تونه بیاد و این استدلال رو بشکنه و من رو دعوت به عضویت در یک شبکه هرمی بکنه؟

* شرح مختصر رشد نمایی در ویکی پدیای فارسی

* شرح کامل تابع نمایی در ویکی پدیای انگلیسی

=-=-=-=-=
Powered by Blogilo

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 44 مشترک دیگر بپیوندید